محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )
24
مناقب مرتضوى ( فارسي )
ندامتمآل اين نوع جهّال ضالّ ، بعينه مشابه است به عقيدهء اهل كفر . چنانچه اكثرى از كفّار خوار ، به رسم اهل اسلام معلّى مقام ، به زيارت اوليا بشتابند و به حسب ظاهر به نيازمندى و شكستگى تمام زيارت نمايند . اما اگر بر ايشان تكليف به گفتن كلمهء طيّبهء : « لا إله الّا اللّه ، محمّد رسول اللّه » كنند ، از دل و جان منحرف شده ، حجّتهاى باطل و مزخرفات لا طايل پيش آرند . و مطابق اين حال ، در هدايت السّعداء مىآرد كه : « در زمان سلطان شمس الدّين ، مردى از مشهد مقدّس به دهلى آمده ، فضايل و مناقب امير المؤمنين على - كرّم اللّه وجهه - مىنوشت . بعضى متعلّمان بر وى بدگمان شده ، گفتند : از اين رفض مفهوم مىشود . چون اين خبر به سلطان برسيد ، محضر كرد و آن مشهدى ، نامهء سلاطين و شيوخ كه در ديباچهء كتب دهلويان مرقوم بود ، به جاى نام هر ممدوح نام ائمهء معصومين نوشته نمود . علماى عهد از راه عداوت پيش آمده ، گفتند : و اللّه ، تو رئيس مبتدعانى و قرار دادند كه او را بسوزند . چون حقيقت كار معلوم شد ، همه شرمسار گشتند . » حقّا در تعجّبم از كسانى كه كوس محبّت و بندگى خلفاى راشدين سيّد العالمين زنند ، از مطالعهء مناقب و فضايل خليفهاى كه كمال خلافت به حكم : « الخلافة بعدى ثلثون سنة » ، بر وجود متبرّكهء او ختم شده ، متألّم و متأذّى گردند . سبحان اللّه ، چه رفيع القدر است اين خليفهء چهارم كه گويى در خلافت ، رسول به او روز نخستين عهد كرده بود كه تا تو در جهان باشى ، من با تو باشم و چون به عالم اطلاق انتقال فرمايى ، دامن موافقت از دست نمانم و به طفيل دوستيت به لباس امامت ملبوس گشته ، تا قيام قيامت با يازده فرزند ارجمندت مرافقت كنم و رتبهء فرزند آخرينت به جايى رسانم كه عيسى - عليه السّلام - از آسمان چهارم فرود آمده ، به صد جهان آرزوى تمنّاى يكى از مقتديان آن مقتداى دو سرا كرده . المقصود ، در اين صورت تقصير بر جامع مناقب نباشد ؛ بلكه اين قسم متعصّبان از دايرهء اهل سنّت و جماعت مطرودند و به حكم اين بيت مردود . بيت : هر كس كه گزيد بغض يك را * محروم ز لطف هر چهار است اينچنين ناكسان را بايد نظر بر حديث : « اللّهمّ و ال من والاه و عاد من عاداه 9970224 خ 0 30 خ » كرده ، اشك ملامت بر حال ندامتمآل خود ريخته و خاك حسرت و غرامت بر سر بيخته ، معالجهء مرض باطن كه چون شرك خفى مخفى است نمايند ، تا سنّى پاك گشته ، بدين چند بيت زبان فصاحت بيان گشايند .